تبليغاتX
بــــــــــــــــــــــــــــا ر ا ن

+ نوشته شده در  Thu 26 Oct 2006ساعت 10:48 PM  توسط masi  | 

چرا وقتی که ادم تنها میشه

 

غم و غصه اش قد یک دنیا میشه

 

میره یک گوشه پنهون میشینه

 

اونجارو مثل یزندون میبینه

 

غم تنهایی اسیرت میکنه

 

تا بخوای بجنبی پیرت میکنه

 

وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه

 

غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه

 

یاده اون شبها میفتم زیر مهتاب لبات

 

توی جنگل لب چشمه مینشستیم من و یار

 

غم تنهایی اسیرت میکنه

 

تا بخوای بجنبی پیرت میکنه

 

میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه

 

د ل این اد مازشتو دیگه زیبا نمیشه

  

اون بالا باد داره زاغ ابرارو چوب میزنه

 

اشک این ابرا زیاد ولی د ریانمیشه

 

غم تنهایی اسیرت میکنه

  

تا بخوای بجنبی پیرت میکنه

 

 

 

+ نوشته شده در  Fri 20 Oct 2006ساعت 11:53 PM  توسط masi  | 

شناخت علی"ذهنیت" است

 

وحب علی"احساس"

 

اما تشیع علی"عمل"است

+ نوشته شده در  Fri 13 Oct 2006ساعت 8:45 PM  توسط masi  | 

شب دلشکسته ها امشبه

گریه های بی صدا امشبه

شب بی سپیده شب بی سحر

هوای غریبی شب دربدر

شب بی ستاره دل پاره پاره

غمای دوباره هوای منه

شبی از غریبی که غم حجله بسته

شب شب شکسته شبای منه

شب دلشکسته ها امشبه

گریه های بی صدا امشبه

یه بغض و هراسه یه زخمۀ درده

غمی سینه سوزه ببینین چه کرده

مرا تو کشیدی به دار زمونه

می دونی که دنیا چه نامهربونه

تو خاکسترم را ببر تا نمونه

شبای غریبی چه بی آشیونه

غریبی و غربت دو یار زمونه

بدون توی دنیا همین سهممونه

******

شب بی سپیده شب بی سحر

هوای غریبی شب دربدر

شب بی ستاره دل پاره پاره

غمای دوباره هوای منه

شبی از غریبی که غم حجله بسته

شب شب شکسته شبای منه

شب دلشکسته ها امشبه

گریه های بی صدا امشبه

+ نوشته شده در  Tue 10 Oct 2006ساعت 9:40 PM  توسط masi  | 

 به تماشای ماه نشستم و به یاد تمام کسایی که دوستشون دارم

+ نوشته شده در  Tue 10 Oct 2006ساعت 1:22 PM  توسط masi  | 

پشت هر كوچه اگه يكي پر پر ميزنه


شك نكن كه عاشقه يه نفر مثل منه


منم اون غريبه شهر شما


كه غريبم توي جمع آدما

هر كي با چشم تره ، شب و روز در به دره


مثل من يه عاشقه، توي خط آخره


منم اون غريبه شهر شما


كه غريبم توي جمع آدما

يكي توي قصه‌هاي عاشقي، شكل فرهاد شده


يكي پشت كوچه هاي بي كسي، پر فرياد شده


اين همه شكستن، سهم من نبود


دل به گريه بستن، سهم من نبود


اين همه شكستن، سهم من نبود


دل به گريه بستن، سهم من نبود


با پريشوني و درد بي كسي


روز و شب نشستن سهم من نبود


پشت هر كوچه اگه يكي پر پر ميزنه


شك نكن كه عاشقه يه نفر مثل منه


منم اون غريبه شهر شما


كه غريبم توي جمع آدما

تو بگو عزيز من تو با مني، عاشقي رو نميشكني


عاشق ديونه مي مونم واسه تو


پشت كوچه هاي شب دور از نظر با دل خون با چشم تر


مثل ديوونه مي خونم واسه تو


اما اون چشماي تو ، من عاشق رو نديده


اون دو تا چشم قشنگ ، منو تا اينجا كشيده


اگه ديدي كه يه روزي بي خبر، گم شدم تو يه سفر


شك نكن يه عاشقم اسم منو توي عاشقا ببر

+ نوشته شده در  Mon 9 Oct 2006ساعت 9:22 PM  توسط masi  | 

+ نوشته شده در  Sun 8 Oct 2006ساعت 11:7 PM  توسط masi  | 

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا بعهد خود وفا کن


خدایا بی پناهم
ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است
بب
ین غرق گناهم
دو دست دعا برآورده ام بسوی آسمانها
که تا پر کشم به بال غمت رها در کهکشانها


چونیلوفر عاشقانه چنان میپیچم بپای تو
که سر تا پا بشکفد گل ز هر بندم در هوای تو
بدست یاری اگر که نگیری تو دست دلم را دگر که بگیرد
به آه و زاری اگر نپذیری شکسته دلم را دگر که پذیرد


خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا بعهد خود وفا کن

خدایا بی پناهم
ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است
ببین غرق گناهم
دو دست دعا برآورده ام بسوی آسمانها
که تا پر کشم به بال غمت رها در کهکشانها

 

به یاد ا نروزهایی که هیچ وقت دیگه بر نمی گرده

+ نوشته شده در  Sun 8 Oct 2006ساعت 10:34 PM  توسط masi  | 

خدایم خدایم اه ای خدایم صدایت میزنم بشنو صدایم

شکنجه گاه این د نیاجایم        به جرم زندگی این شد سزایم

اه ای خدایم بشنو صدایم

مرا بگذار با این ماجرایم نمی پرسم چرا این شدسزایم

اه ای خدایم بشنو صدایم

گلویم مانده از فریاد فریاد            ندارد کزغم مرگ صدا را

به بغض در نفس پیچیده سوگند      به گلهای به خون غلتیده سوگند

به ما در سوگوار جاودانه             که داغ نوجوانان دیده سوگند

خدایا حادثه در انتظار است

 به هر سو باده وحشی در گذار است

به فکر قتل عامه لاله ها باش

که خواب گل به گل کابوس خوارست

خدایم ای  پناه لحظه هایم

صدایت می زنم با گریه هایم

صدایت می زنم بشنو صدایم

الهی در شب قبرم بسوزان ولی محتاج نامردان مگردان

عطا کن دست بخشش همتم را خجل از روی محتاجان مگردان

الهی کیفرم را می پذیرم که از تو ذات خود را پس بگیرم

کمک کن تا که با نا حق نسازم

برای عشق ازادی بمیرم

خدایم ای پناه لحظه هایم صدایت میزنم با گریه هایم

صدایت میزنم بشنو صدایم

+ نوشته شده در  Thu 5 Oct 2006ساعت 0:58 AM  توسط masi  | 

 

تنها حیوانی که دوست دارم توله سگ  چون متولد ماه سگم من دلم ی المه توله سگ می خواهد

+ نوشته شده در  Thu 5 Oct 2006ساعت 0:52 AM  توسط masi  | 

اینم یک نی نی که من خیلی دوستش دارم البته یک دلیلی داره که من می دونم خدای خودم

+ نوشته شده در  Sun 1 Oct 2006ساعت 11:41 PM  توسط masi  | 

اینم یکی دیگه از هنرام

+ نوشته شده در  Sun 1 Oct 2006ساعت 10:57 PM  توسط masi  | 

اینم یک خوابگاه سیار

+ نوشته شده در  Sun 1 Oct 2006ساعت 4:11 PM  توسط masi  | 

 

لالایی لالایی لالایی

عزیز نازنین من لالایی

بخوابین اخرین خواب تو شیرین

پس از این قهرمان قصه هایی

+ نوشته شده در  Sun 1 Oct 2006ساعت 3:42 PM  توسط masi  | 

 

اینم یکی دیگه از کارام خدایش رو من هیچ حسابی نکنید که یک دفعه بهتون اموزش بدم بابا گیر نده دیگه

+ نوشته شده در  Thu 28 Sep 2006ساعت 7:21 PM  توسط masi  | 

مرا دریاب در این شب ظلمانی

تا از ظلمت شبانه در امان باشم

مرا درکویر بی روح ذهن خویش رها نکن

تا مورد هجوم افکار ظالمانه ات قرار گیرم

مرا دریاب:

ای انکه وجودت برای من سرابی بیش نبود

و تنها یادگار لحظه های با تو بودنم جز ترس وسکوت

وحشت چیز دیگری نبود در این نگاه شب

و در این کویر بی صدا بازای که نمی خواهم

حسرت کش لحظه های رفته بر باد باشم ای بهترینم

 

+ نوشته شده در  Thu 28 Sep 2006ساعت 4:48 PM  توسط masi  | 

اینم یکی دیگه از طراحیام این دفعه دیگه خدا بهم گفت بابا تو دیگه کی هستی

+ نوشته شده در  Wed 27 Sep 2006ساعت 7:40 PM  توسط masi  | 

اینم یکی از طراحیهای منه خدایش چی کشیدم خدام توش مونده

+ نوشته شده در  Wed 27 Sep 2006ساعت 7:22 PM  توسط masi  | 

برای باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم

شبی از پشت یک تنهایی  نمناک وبارانی

تو را با لهجه ی گل های نیلو فر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزو هایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های ابی احساس

تو را از بین گل هایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی:

دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی ان چشم

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم!!!

همین بود اخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را

به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید واكردم

نمی دانم چرا رفتی.. نمیدانم چرا شاید خطا کردم؟!

و تو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا؟ تا کی؟برای چه؟ولی... رفتی!!!

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید!

و بعد از رفتنت یک قلب در یایی ترک بر داشت!

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد!

وگنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد!

وبعد ازرفتن تو اسمان چشمهایم خیس باران بود!

و بعد از رفتنت انگار.. کسی حس کرد من بی تو..

تمام هستی ام از دست خواهد رفت!

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مُرد

و بعد از رفتنت دریا چه بُغضی کرد.

کسی فهمید تو نام من را از یاد خواهی برد!

و من با ان که می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد...........

هنوز اشفته ی چشمان زیبای توام ، بر گرد...

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد.

کسی از پشت قاب پنجره ارام و زیبا گفت:

"تو هم در پاسخ این بی وفا یی ها

بگو در راه عشق و انتخواب ان خطا کردم"

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت وتردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است.

ومن در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا؟!!!

شاید به رسم طاقت پروانگیمان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم!!!

+ نوشته شده در  Wed 27 Sep 2006ساعت 6:55 PM  توسط masi  | 

زندگي اجبار است مرگ انتظار است عشق يك بار

  است فكر تو تكرار است جدائي دشواراست كاش

  گناهي كنم كه مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد

+ نوشته شده در  Wed 27 Sep 2006ساعت 5:43 PM  توسط masi  | 

+ نوشته شده در  Wed 27 Sep 2006ساعت 5:32 PM  توسط masi  |