|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه میره یک گوشه پنهون میشینه اونجارو مثل یزندون میبینه غم تنهایی اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت میکنه وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه یاده اون شبها میفتم زیر مهتاب لبات توی جنگل لب چشمه مینشستیم من و یار غم تنهایی اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت میکنه میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه د ل این اد مازشتو دیگه زیبا نمیشه اون بالا باد داره زاغ ابرارو چوب میزنه اشک این ابرا زیاد ولی د ریانمیشه غم تنهایی اسیرت میکنه
|
||
|
|
|
|
|
شناخت علی"ذهنیت" است وحب علی"احساس" اما تشیع علی"عمل"است |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
پشت هر كوچه اگه يكي پر پر ميزنه
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
به یاد ا نروزهایی که هیچ وقت دیگه بر نمی گرده |
||
|
|
|
|
|
خدایم خدایم اه ای خدایم صدایت میزنم بشنو صدایم شکنجه گاه این د نیاجایم به جرم زندگی این شد سزایم اه ای خدایم بشنو صدایم مرا بگذار با این ماجرایم نمی پرسم چرا این شدسزایم اه ای خدایم بشنو صدایم گلویم مانده از فریاد فریاد ندارد کزغم مرگ صدا را به بغض در نفس پیچیده سوگند به گلهای به خون غلتیده سوگند به ما در سوگوار جاودانه که داغ نوجوانان دیده سوگند خدایا حادثه در انتظار است به هر سو باده وحشی در گذار است به فکر قتل عامه لاله ها باش که خواب گل به گل کابوس خوارست خدایم ای پناه لحظه هایم صدایت می زنم با گریه هایم صدایت می زنم بشنو صدایم الهی در شب قبرم بسوزان ولی محتاج نامردان مگردان عطا کن دست بخشش همتم را خجل از روی محتاجان مگردان الهی کیفرم را می پذیرم که از تو ذات خود را پس بگیرم کمک کن تا که با نا حق نسازم برای عشق ازادی بمیرم خدایم ای پناه لحظه هایم صدایت میزنم با گریه هایم صدایت میزنم بشنو صدایم |
||
|
|
|
|
|
تنها حیوانی که دوست دارم توله سگ |
||
|
|
|
|
|
اینم یک نی نی که من خیلی دوستش دارم |
||
|
|
|
|
|
اینم یکی دیگه از هنرام ![]() |
||
|
|
|
|
|
اینم یک خوابگاه سیار
|
||
|
|
|
|
|
لالایی لالایی لالایی عزیز نازنین من لالایی بخوابین اخرین خواب تو شیرین پس از این قهرمان قصه هایی |
||
|
|
|
|
|
اینم یکی دیگه از کارام خدایش رو من هیچ حسابی نکنید که یک دفعه بهتون اموزش بدم |
||
|
|
|
|
|
مرا دریاب در این شب ظلمانی تا از ظلمت شبانه در امان باشم مرا درکویر بی روح ذهن خویش رها نکن تا مورد هجوم افکار ظالمانه ات قرار گیرم مرا دریاب: ای انکه وجودت برای من سرابی بیش نبود و تنها یادگار لحظه های با تو بودنم جز ترس وسکوت وحشت چیز دیگری نبود در این نگاه شب و در این کویر بی صدا بازای که نمی خواهم حسرت کش لحظه های رفته بر باد باشم ای بهترینم |
||
|
|
|
|
|
اینم یکی دیگه از طراحیام این دفعه دیگه خدا بهم گفت بابا تو دیگه کی هستی |
||
|
|
|
|
|
اینم یکی از طراحیهای منه خدایش چی کشیدم خدام توش مونده |
||
|
|
|
|
|
برای باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم شبی از پشت یک تنهایی نمناک وبارانی تو را با لهجه ی گل های نیلو فر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزو هایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های ابی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی: دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی ان چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم!!! همین بود اخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید واكردم نمی دانم چرا رفتی.. نمیدانم چرا شاید خطا کردم؟! و تو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا؟ تا کی؟برای چه؟ولی... رفتی!!! و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید! و بعد از رفتنت یک قلب در یایی ترک بر داشت! و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد! وگنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد! وبعد ازرفتن تو اسمان چشمهایم خیس باران بود! و بعد از رفتنت انگار.. کسی حس کرد من بی تو.. تمام هستی ام از دست خواهد رفت! کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مُرد و بعد از رفتنت دریا چه بُغضی کرد. کسی فهمید تو نام من را از یاد خواهی برد! و من با ان که می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد........... هنوز اشفته ی چشمان زیبای توام ، بر گرد... ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد. کسی از پشت قاب پنجره ارام و زیبا گفت: "تو هم در پاسخ این بی وفا یی ها بگو در راه عشق و انتخواب ان خطا کردم" و من در حالتی ما بین اشک و حسرت وتردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است. ومن در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمی دانم چرا؟!!! شاید به رسم طاقت پروانگیمان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم!!! |
||
|
|
|
|
|
زندگي اجبار است مرگ انتظار است عشق يك بار
است فكر تو تكرار است جدائي دشواراست كاش گناهي كنم كه مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد |
||
|
|
|
|
|
|
||